اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس
خیلی وقت ها پیش میاد که ما یکسری کارها رو انجام نمی دیم یا یکسری مسولیت ها رو قبول نمی کنیم یا توی یک جمع نمی تونیم صحبت کنیم و استرس وترس از خراب کردن میاد سراغمون و ما رو از حرکت به جلو وا می داره و نمی ذاره که بتونیم توانایی های خودمون رو نشون بدیم، این مورد در تمام دوران زندگی برای ما اتفاق می افته و ما درگیرش خواهیم بود، حالا تصور کنید کسی که به زندگی علاقه نداره و از روزمرگی خسته شده و دنیا رو جایی بیهوده و پست می دونه آیا می تونه که اعتماد به نفس داشته باشه؟!
قطعا نه، نمی تونه و بدتر از اون اینه که برای بهتر شدن خودش هم تلاشی نخواهد کرد و اگر هم گاه گداری کاری می کنه با مصخره شدن یا تحویل گرفته نشدن روبه رو میشه که باعث بدتر شدن اوضاع میشه و شاید دیگه در هیچ جایی نتونه با اعتماد به نفس کاری رو انجام بده.
اعتماد به نفس چیست؟
خب یک سوال مهم اینه که اعتماد به نفس چیه و چطوری میتونیم اعتماد به نفس خودمون رو بالا ببریم
همه ی ما باید بدونیم که اعتماد به نفس رو می تونیم به وجود بیاریم و خودمون می تونیم اعتماد به نفسمون رو بالا ببریم
اعتماد به نفس از دو بال تشکیل شده
۱٫ مهارت
۲٫ تصویر سازی ذهنی
اعتماد به نفس
ما وقتی در کاری ماهر نیستیم یا خیلی کم در موردش آگاهی داریم اعتماد به نفس هم نداریم حالا افرادی که این حلقه گم شده در آنها وجود داره هیچ وقت دنبال اینکه چطوری می تونند اعتماد به نفسشون رو بالا ببرند نمی رن و چون حس می کنن هیچ چیز دست خودشون نیست و بعد از اینکه با یک مشکل روبه رو می شوند سریع از کار مورد نظر صرف نظر می کنند و حس می کنند که توانایی انجام آن کار را ندارند
در صورتی که مهارت در کار فقط با تمرین و تمرین و تمرین به دست میاد و وقتی ما توی یک کار انقدر تمرین می کنیم که استاد اون کار می شیم اعتماد به نفسمون بسیار بالا میره، شاید بارها و بارها در کار ما اشکال به وجود بیاد و به نتیجه نرسیم ولی مطمئنیم با تمرین بیشتر می تونیم در کار خودمون ماهر بشیم
یادمه وقتی می خواستم به دوره استادی ۴ برم، موانعی که بهم می گفت تو نمی تونی این بود که آخه تو فکر کردی سخنران میشی؟ یا تو اصلا می تونی کتاب بنویسی؟ اصلا گیرم که سخنران شدی، کی به حرفهای تو گوش میده!!! و هزاران هزار افکار و برخوردهای اطرافیان که همه حاکی از آن بود که تو هیچی نیستی!!!!
یا هیچی نمی شی
ولی من به افکار منفی توجه نکردم و به این دوره اومدم و الان با تمرین وتمرین و تمرین دارم به افکار منفی و همه ی افرادی که موج منفی میدادند میگم که سخت در اشتباه بودند ما هستیم که زندگی رو می سازیم فقط باید به توانایی های خودمون آگاه باشیم و بتونیم راه درست در مسیر درست رو انتخاب کنیم تا به رویا هامون برسیم.
به همه ی شما که دارید این مقاله رو می خونید می گم که شما می توانید زندگی خودتوند رو تغییر بدهید به شرطی که باور داشته باشید؛ که میتوانید، اول از همه هم باید به خودتون وزندگی که در اختیار شما قرار گذاشته شده علاقه مند باشید، بعد کم کم به راه درست خواهید رسید و این راه درست وقتی روشن میشه که شما دست از آموزش بر ندارید و هر روز یک گام برای بهتر شدن خودتون بردارید همین یک گام در سال میشه ۳۶۵ گام در سال و بعد از یک سال می بینید که چه تغییرات بزرگی در شما رخ داده که اطرافیانتون هم از تغییر شما شگفت زده خواهند شد.

اما دومین بال برای اعتماد به نفس تصویر سازی ذهنی هست که به ما کمک می کنه خودمون رو در شرایط مورد نظر مون میذاریم و مدام تمرین می کنیم تا وقتی که در همون شرایط قرار می گیریم بتونیم خیلی بهتر مهارتی که داریم رو به نمایش بذاریم
طبق یک تحقیق علمی تصور کردن یک کار همان قدر انرژی می بره که شما به صورت فیزیکی اون کار رو انجام می دید و این بی نظیره، چون اگه ورزشکار هستید می توانید چشم هاتون رو ببندید و خودتون رو در حال رقابت توی مسابقات جهانی یا المپیک ببینید و مطمئن باشید که با این تمرین ذهنی همون قدر که در واقعیت انرژی مصرف می کنید،در دنیای خیال هم انرژی مصرف می کنید.
اینجوری چندین بار خودتون رو درشرایط مسابقه قرار می دید و وقتی واقعا در شرایط مسابقه قرار می گیرید خیلی راحتتر می تونید مهارت خودتون رو به نمایش بذارید.
مادرم یک داستان جالب توی بچگی برای من تعریف میکرد، می گفت:
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود، سالها پیش یک بچه ای بود توی یک روستای خیلی زیبا وکوچیک که شدیدا از لکنت زبان رنج می برد و وقتی میخواست صحبت کنه همه مسخره اش میکردند و نمی تونست خودش رو به همه نشون بده تا اینکه از شدت ناراحتی تصمیم گرفت هر روز به بیابان بره و در اونجا سنگ هایی رو جمع کنه و روی هم بچینه، این سنگ ها تبدیل شدند به همون آدم هایی که بچه قصه ما رو مصخره می کردند، پسرک قصه ی ما هر روز برای اون سنگ ها صحبت می کرد تا بعد از چند هفته وقتی به روستا برگشت و برای مردم صحبت کرد همه با تعجب دیدند که لکنت زبانش خوب شده ….
وقتی بچه بودم فقط این داستان برام جذاب بود و شنیدنی ولی حالا می فهمم که برای اینکه در کاری موفق بشم باید خیلی زیاد تمرین کنم و باید تصویر سازی ذهنی کنم تا وقتی در شرایط واقعی قرار گرفتم بتونم تمام مهارتی رو که دارم به نمایش بذارم و بعد از دیدن خودم لذت ببرم، همین.
یکی دیگه از دلایلی که تصویر سازی مهمه اینه که ذهن محدود نیست و با یک چشم بر هم گذاشتن می تونید به هر جا و هر مکانی که دوست دارید برید ولی جسم محدوده و شما در آن واحد، نمی تونید به هرجا که دوست دارید بروید. پس لطفا این تمرین رو خیلی خیلی جدی بگیرید.
همین الان برای هر کارگاه آموزشی که می ذارم از هفته قبل اول از همه اسلاید ها و متن سخنرانی و…. آماده می کنم و چندین بار تمرین می کنم، مثلا کت شلوار می پوشم و اسلاید ها رو میذارم و سخنرانی می کنم و اشکالات خودم رو می گیرم تا بهترین خودم رو ارائه کنم
وقتی تمرین مهارتی تموم شد به یک جای آرام میرم و چشمام رو می بندم خودم رو در سالن اصلی می بینم و همون سخنرانی رو توی ذهنم اجرا می کنم و این کار رو چند بار در بازه ی زمانی مختلف انجام میدم تا وقتی در کارگاه اصلی اجرا می کنم طبیعتا هم از نظر ذهنی و هم از نظر مهارتی آماده باشم
خیلی طبیعیه که با این همه باز هم شاید مشکلاتی پیش بیاد ولی مطمئنم که تمام تلاش خودم رو برای بهترین اجرا انجام دادم و این مهمترین کار که شما همیشه سعی کنید که بهترین خودتان باشید.
حالا یک تکنیک خوب و ساده رو توی این کلیپ ببینید و وقتی حالتون خوب نیست انجامش بدید

مقاله مسولیت صددرصدی

مقاله های مرتبط :

جدیدترین محصولات فروشگاه ما

من امپراطورم

من امپراطورم

حراج
تومان۱۴,۰۰۰ تومان۱۰,۰۰۰

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. morteza.aalipour
    7:42 2019/01/20

    سلام استاد میرشاهی بسیار اموزنده بود و تاثیر گذار بود من انجام دادم و تاثیرشو دیدم حالم خیلی بهتر شد بازم ممنون….

    • AliMiRshAhi
      12:17 2019/02/08

      سلام مرتضی عزیز
      خیلی خوشحالم که این مقاله برای شما مفید واقع شده
      از اینکه سایت ما رو انتخاب کردی سپاس گزارم